آهنجه پهنا كش جامه كه جولاهان وقت بافتن بر پهناى جامه استوار كنند، اخسيكتى گويد: بيت بآغاز جبريلش آهنجه كار بفرجام ادريس ماكو زنش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص175) 
به فتح جيم پهناكش جولاهگان را گويند و آن چوبى است كه طول آن موافق عرض جامهايست كه مىبافند و بر هر دو سر آن آهنى نصب كردهاند و آن را در وقت بافندگى بر دو كنار جامهبند كنند و بعضى گويند ريسمانى باشد كه جولاهگان در آخر كار بندند و در سقف خانه بنا كنند و با جيم فارسى هم گفتهاند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص44) 
- [بمد الف و فتح هاء و جيم و سكون نون] پهنا كش جامه باشد كه جولاهان دارند و در شرح سامى فى الاسامى گويد كه آن را گويند كه جولاهان در آخر كار بندند و بر سقف خانه بندند و در فرهنگ بمعنى اول آورده. مثالش اخسيكتى گويد: شعر ز تشريف صاحب نگويم كه من بفريادم از صاحب مخزنش تو خود حلهاى گير بر قدر حور نه بغداد، خلد برين معدنش بآغاز جبريل آهنجه كار بفرجام ادريس ماكوزنش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص103) 
بفتح جيم پهلو كش جولاهكان را كويند كه جولاهان وقت بافتن جامه بر پهناى آن استوار كنند و بر هر دو سر آن آهنى نصب كردهاند و آن را در وقت بافندكى بر دو كنار جامه بند كنند اثير آخسيكتى در باب جامۀ خلعت خود كفته شعر كه ز اغاز جبريلش آهنجه كار بفرجام ادريس ماكوزنش 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص129) 
[اسم][فارسی]حلقۀ آهنينى كه جهت كوبيدن بدر نصب كنند.و پهناكش جولاهگان و آن چوبيست كه درازيش موافق پهناى جامهايست كه مىبافند و بر هر دو سر آن آهن نصب كردهاند و آن را در وقت بافتن بر دو كنار جامه بند كنند.و نيز ريسمانى كه جولاهگان بديوار و يا سقف خانه نصب مىكنند و تارهاى
دستگاه خانه را بروى آن مىاندازند وقتى كه
نزديك باتمام است. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص52) 
(اسم) ريسمانى كه جولاهان در آخر كار بندند و بر سقف خانه استوار كنند. ¦¦پهناكش. محبره. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص69) 
پهناكش. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص183) 